تبليغاتX
شیطنت دیــوونه ها

پنجرۀ پائیز

 جلب شدیم اپ می کنیم...........بی خبر

صاحبکار یا رئیستون دعوا کنین...یا حتی کتکش بزنین.شما که قرار نیست زنده بمونین تا دیه پرداخت کنین.پس حتی می تونین اونو کاردی کنین.

_________

الف) خیانت عشقتون به شما : بهترین دلیل برای خودکشی خیانت عشقتون به شماس.اگه حاضر نشد بهتون خیانت کنه می تونین از دوستاتون بخواین تحریکش کنن...یا مثلا مجبورش کنین.اگه متوجه نشدین یا تجربه ندارین می تونین به فیلم "نقاب"(پوکر)مراجعه کنید.
_________

ب) بیکاری : شکر خدا تو مملکت عزیز ما چیزی که از در و دیوار می باره کاره...و الحمدالله که هیچ بیکاری تو این مملکت پیدا نمی شه که دستش به دهنش نرسه.ولی شما حتما باید خودکشی کنید.با هیچکسم شوخی ندارین.

_________

ج) بی پولی : خوب...وقتی بیکار باشین...بی پولم هستین دیگه...تعریف نداره دیگه.
_________

د) مرض خونی : با گرفتن یه مرض خونی می تونین خیلی راحت خودکشی کنین.من چند نمونه رو با توضیحات خدمتتون عرض می کنم و شمام هر کدومو که به نظرتون بهتر بود انتخاب کنین...انتخاب حق شماست.

1- ایدز : که فوق العاده بیماری با کلاسی شده این روزا و هر کی ایدز داشته باشه می گن طرف چقد حرفه ای بوده.من خودم از بین بیماریای خونی ایدز رو بهتون پیشنهاد می کنم.
2- هپاتیت : که چند نوعه.هپاتیت آ ، هپاتیت بی ، هپاتیت سی ، چهل ، پنجاه ، پنجاه و هشت
3- سل : اینم یه جورایی خونیه دیگه... هی خون بالا میارین و به همه کشور می تونین خون اهدا کنین.اینم بد نیست.هدفش خیره دیگه...
4- اسهال خونی : این برعکس بالاییه.سل خونو از پایین میاره بالا ولی اسهال خونی ، خون رو از بالا میاره پایین.این یکم بی کلاسه.آخه زشته دیگه...

_________

و) مرض جسمی : مثل سرطان.خیلی راحت...البته نمی دونم چطوری می شه انواع سرطان رو گرفت ولی اگه حتما می خواین این راه رو انتخاب کنین مصرف زیاد سیگار به طور روزانه و مداوم رو بهتون پیشنهاد می کنم.هم واسه پوست خوبه هم واسه سرطان.
_________

ه) مرض روانی : مثلا سادیسم...یا مارکسیسم...یا مائوئیسم...یا یه چیزی تو همین مایه ها.تازه موقعه خودکشی هم احساس ناراحتی ندارین که می رین جهنم.چون عقل ندارین دیگه...دیوونه هام که می گن جاشون تو بهشته مثله ....
_________

ی) مرض الکی : همینجوری واسه کلاس دادن به خودتون بدون  دلیل خودکشی کنین.

 

**راههای خودکشی رو هم در پست بعدی اموزش میدیم منتظر باشید**

شادي عمر کوتاهشو بخشید به غم چونکه غم خيلي تنها بود  حالا ما با عمر کوتاه شادي چه کنيم ؟

 شادي تنهاست!! اون بي کسه همه ميگن با اونن ولي اون هميشه  تنهاست ای وای غم داره با صداي بلند ميخنده اون عمرش طولاني شده.

بهار قشنگم

سلام گلهای مهربونم......مرسی که به ما سرزدید.......(عسل عزیزم خیلی ماهی)...........شرمنده  چند روزی مودمم مشکل داشت نمی تونستم بیام حدیث گلی هم کهعذرش موجهه..........یه خبر نیومدنم ادامه داره ههههههه تحریم کردم خودمو.......بنفشه گلم به موقعش در میابمتون........دوستتون دارم انشاالله سر فرصت به همتون سر میزنم مواظبه خودتون باشید مهربونای من ...........................................................بای

+ تاريخ پنجشنبه 1386/08/24ساعت 10:52 نويسنده آشوب و لونا |

ســــــــلام به همگی خوبین  من نیستم خوش می گذره نه؟! قربونت برم شادیه عزیزم که عشقی همیشه ؛

مرسی نفسم از لطفت

از همه ی شماها هم که میاین به وب خودتونو شادی رو تنها نمی ذارید ممنون دوستتون دارم

 

 تولد حدیث گلیهتولد تولد تولدت مبارک حدیث جونم

مگه ما باهاتون شوخی داریمخوب امروز تولد حدیث گلیمه دیگه

می دونم خیلی دیر اپیدم ........ببخشیدکاری برام پیش اومد خونه نبودم.

تولدت مبارک عزیزدلم انشاالله که ۱۲۰سال زنده باشی

راستی حدیث جشن تولدش و جمعه برگزار می کنه  ما هم یه اتوبوس گرفتیم که بریم پیشه حدیث گلی ........خواستید شماهم بیایید


دوست دارم نانازم

 قرار بود از این به بعد بدون خبر اپ کنیم که کسی فحش نثارمون نکنهالبته همه فحشهارو به من میدن........اما دلم نیومد اخه امروز تولد گل قشنگمه.........دیر بهتون خبر دادم میدونم.شرمنده....کلی برنامه برای امروز داشتم که با مشکلی که صبح برام پیش اومد همش بهم خورد .........

 

فدات بشم گل قشنگم شادی جیگری به خدا

مرسی از بقیه

 برزو کتک می خوری از من بدجور

گلمی سنبلمی حدیث جونی

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

پیشروهای عزیز.........متاسفانه وبلاگتون باز نشد.نتونستم بهتون سربزنم

عسل*شیوا جونم*مرسی گلم که به ما سر میزنی .........امیدوارم بتونم جبران کنم مهربونم

+ تاريخ سه شنبه 1386/08/15ساعت 23:14 نويسنده آشوب و لونا |

سلام....بالاخره اپ کردیم.....هنوزم حدیث گلیم برنگشته.........اما به زودی زود یه خبر داغ دارم براتونراستی مرسی از کامنتای خوشگلی که برای ما میذارید

1- آدرس سایتتان را روی بدنتان بنویسید و با لباس زیر در شهر بگردید.
شانس زیادی وجود دارد که بدین وسیله بتوانید وبلاگتان را با بازدید کننده های تازه و زیادی آشنا کنید.البته باید فکری هم برای مزاحمت های احتمالی پلیس و ستاد مبارزه با بدحجابی کنید.

2- یک بیسیم پلیس بخرید.
در طول روز به بیسیم پلیس گوش دهید و همین که از حادثه جدیدی باخبر شدید با سرعت تمام خود را به محل مذکور برسانید.احتمال زیادی وجود دارد که خبرگزاری ها تصمیم داشته باشند تا از آنجا ارسال گزارش کنند.در هنگامی که خبرنگار در حال پخش زنده گزارش خود است به پشت سر او بروید و با تمام توان اسم وبسایتتان را فریاد بزنید.در چند حادثه دیگر هم این کار را انجام دهید ، در اینصورت مردم تنها به این دلیل که شما را ببینند اخبار را تماشا می کنند.

3- مقداری برچسب بخرید.
مقداری برچسب های کوچک که اسم وبسایت شما بر روی آن نوشته شده است بخرید و آنها را در هر جایی که میتوانید بچسبانید ! داخل توالت های عمومی ،روی ماشین مردم و هر جایی که فکر می کنید مردم به آن نگاه می کنند.

4- وبسایتتان را صفحه خانگی کنید.
به یک کافی نت ، یک کتابخانه ، سایت دانشگاه یا حتی خانه دوستان و آشنایان بروید و وبسایتتان را صفحه خانگی تمام کامپیوترهایشان کنید.بیشتر کسانی که با کامپیوتر کار می کنند نمی دانند چطور آن را به حالت پیشفرض برگردانند.

5- آدرس سایتتان را در صفحه اول تمام روزنامه ها بنویسید.
به یک دکه روزنامه فروشی بروید و با یک ماژیک خوش رنگ آدرس سایتتان را در بزرگترین اندازه ممکن بر روی تمام روزنامه هایش بنویسید بطوریکه کل صفحه را بپوشاند.سپس قبل از اینکه فروشنده شما را بگیرد با سرعت هر چه تمام تر از محل فرار کنید . این کار را برای تمام روزنامه فروشی ها در دو نوبت صبح و عصر انجام دهید.

6- آدرس سایتتان را بر روی تمام اسکناس هایی که خرج می کنید بنویسید.
به عنوان یادگاری نام و آدرس سایت خودتان را روی هر اسکناسی که می خواهید به کسی بدهید بنویسید.در اینصورت به پول علاوه بر وظیفه اعتباریش ، یک وظیفه مهم دیگر یعنی ترویج سایتتان محول نموده اید.

7- تابلوی تبلیغاتی انسانی کرایه کنید.
این روش بسیار انحصاری و تاثیرگذار است .یک نفر را استخدام کنید که در یک خیابان شلوغ بایستد . این فرد می تواند پلاکارد که تبلیغ سایت شما روی آن است را نگه دارد و یا لباسی با نام سایت شما را بپوشد.

8- سایتتان را در معرض فروش بگذارید.
سایت خودتان را در فروشگاه های اینترنتی با قیمتی که هوش از سر همه بپراند مثلا 20.000.000 تومان ، در معرض فروش بگذارید و دقت کنید تا همه متوجه آن شوند. به احتمال 99.99% کسی آن را از شما نمی خرد (چون شما اصلا قصد فروش ندارید) اما خوب اگر کسی آنقدر احمق است که برای سایت شما بیست میلیون تومان پول بدهد ، قبول کنید و یک سایت دیگر را با همین قیمت برای فروش بگذارید !

9- با پوستر بزرگ تبلیغی از سایتتان به یک رویداد ورزشی بروید.
تصور کنید با یک پوستر بزرگ تبلیغی و با یک رنگ جیغ به مسابقه فوتبال مثل پرسپولیس و استقلال بروید و هر وقت که دوربین تماشاگران را نشان می دهد نام سایتتان را به دوربین نشان دهید. آن وقت بدون هیچ گونه هزینه ای میلیون ها نفر از وجود سایت شما با خبر می شوند !

10- از سایت های معروف دیگر استفاده کنید
در اینترنت به دنبال ویدیوهای محبوب بگردید ، سپس با یک ابزار ویرایش فایل های ویدیویی در اول فیلم ها بنویسید که این تصاویر از طریق سایت شما عرضه شده است.سپس آنها را در
YouTube آپلود کنید. اگر آن ویدیو ها محبوب باشند به سرعت با تعداد بازدید کنندگان شما افزوده می شود.همچنین می توانید در شبکه های اجتماعی مثل Digg یا حتی همین بالاترین خودمان به تعداد زیاد ثبت نام کنید و بعد لینک خودتان را در آنها اضافه کنید و سپس با نام های کاربری خود به آنها رای دهید. استفاده از عنوان های جنجالی را فراموش نکنید.

11- کامنت فله ای بگذارید

به سرویس های وبلاگی مثل بلاگفا ،میهن بلاگ یا پرشین بلاگ که آخرین وبلاگ های بروز شده اشان را در صفحه اول نمایش می دهند بروید و به تک تک آنها رفته و در پست آخرشان نظری مشابه این جملات بگذارید: ” سلام، وبلاگ خوبی دارید.واقعا وبلاگ تکی داری! دوست دارم به عنوان یه کارشناس نظرتو در مورد پست آخرم بدونم …” البته مهم نیست که شما در مورد پرورش زنبور می نویسید و وبلاگ ایشان در مورد کامران و هومن است !

12- همه باید باخبر شوند که شما سایت یا وبسایت دارید : چه بخواهند ، چه نخواهند

ID یاهوی هر کسی که در اینترنت پیدا می کنید در مسنجرتان اضافه کنید.سپس روزی 300 بار آدرس وبلاگتان را به همشان بفرستید.

                                                                                                             منبع:  http://itonline.ir 

از اونجایی که من یکم ازار دارم می خوام  نظرات این پست و هم تاییدی کنمحدیث گلی جونه من اومدی زندانیها رو مثله اون سری ازاد نکنیاااابذار یکم بخندیم.

مرسی از کامنتای بامزه و باحالتون

عمو محمد۴۷ یعنی پست چهل و هفتمزیاد فکر نکن.

خبر:فردا سه شنبه ۱۵/۸/۱۳۸۶حدیث گلیم(شهر آشوب)اپ می کنه

+ تاريخ چهارشنبه 1386/08/09ساعت 20:30 نويسنده آشوب و لونا |

یادش بخیر چه قصه هایی تو کتابامون بوددنیامونم قشنگو رنگی بود.دنیای سیاه سفید حالا داستانای خاکستری هم داره دیگه تو کتاب درسیه بچه ها کبری تصمیم بزرگ نمی گیره ریزعلی فداکاری نمی کنه پتروس جونه ادمارو نجات نمیده خیلیا عوض شدن مثله قصه های بچگیمون.دیگه بچه ها با صدای بلند نمی خونن

آن مرد آمد ….آن مرد در باران آمد

آن مرد اسب دارد ……….آن مرد با اسب آمد

آبگوشت غذای لذیذی ست (البته من کاملا با این جمله مخالفم )

یادش بخیر....

گاو ما ما مي كرد

گوسفند بع بع مي كرد

سگ واق واق مي كرد

و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي

شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.

موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.

ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.

براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله  درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.

اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.

او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد

او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.

او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.

متاسفانه پنجره نظرات وبلاگه هیچکدومتون باز نشدو نتونستم اعلام اپ کنم

این دوتا گوسفنده هم اصلا ربطی به متن ندارن خودمم می دونم

عکسه والپیپر گوشیمهگذاشتم شماها هم ببینید

خیلی جیگرن

تولد تولد......برزو خان تولدت مبارک.انشاالله ۱۲۰ سال زنده باشم تولدت و تبریک بگم

این گلم از طرفه منوحدیث گلی 

+ تاريخ پنجشنبه 1386/08/03ساعت 14:31 نويسنده آشوب و لونا |