+
تاريخ دوشنبه 1386/07/30ساعت 16:44 نويسنده آشوب و لونا
|
سلام
هنوز حدیثم نیومده
من تهنام
امیدوارم بتونم راضیش کنم که برگرده
وگرنه شیطونه دیوونه کارش تمومه
نمی دونم این پسرا چه هیزمه تری به ما فروختن که ما هی در موردشون اپ می کنیم
خوشمون میاد الکی گیر بدیم به مردمااااااا
سن ۱۴ سالگی: تازه توی اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن ! اول بدبختی
سن ۱۵ سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن ! ... از قيافه ء خودشون بدشون میاد.
سن ۱۶ سالگی: توی اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو می زنن و تکنو را ميرن ! ... حرف هم نمی
زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار می زنن.
سن ۱۷ سالگی: يه کمی مثلا آدم ميشن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! يادش به
خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن.
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش ميشن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش
مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه.
سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن!... تیز میشن ابی گوش میدن.
سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده.
سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن! (مثلا عاقل ميشن)
سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابی می گردن.
سن ۲۳ سالگی: يکی رو پيدا می کنن! اما مرموز ميشن! ديدشون عوض ميشه.
سن ۲۴ سالگی: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت.
سن ۲۵ سالگی: عشق سيخی چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست.
سن ۲۶ سالگی: اين يکی ديگه همونيه که همه عمر می خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم؟
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمی اومدم.

این پست نظر خواهیش تاییدیه
نظر بدید شاید اول بشید
.پانی جونم شرمنده دیگه پارتی بازی اندفعه نداریم
مسابقه است دیگه ببخشید اس ام اس نزدم قبلش
۱-به نفر اول تا سوم جایزه میدیم
۲-جهنمو ضرر به کسی که بیشترین نظرو هم بده جایزه میدیم 
امیدوارم در این رقابت موفق بشید حتی شما دوست عزیز

نتایج و بزودی اعلام می کنم
حرص نخورید.
ســــــــلام خوبین 
منم خوبم
الهی قربونت بشم شادیه گلم من همیشه پایتم 
اومدم دیدم کلی کامنت در بند داریم
همشونو آزاد کردم 
مرسی از همتون که به وبمون میاین
دوست داشتم به وبهاتون سر بزنم
ولی حیف که وقت نیست 
شادی جون می دونه من با پیچوندن می تونم بیام نت هههههههه
حدیث
گلمی حدیث جونم میذاشتی یکم حبس می کشیدن می خندیدیمااااااا
عزیز دلم توفقط بیا پیشمون کم و زیادش اشکال نداره
دلم برات تنگیده

لونا
چه زود به زود دارم میام هههههههه چشم گل قشنگم میاممممممم
هورااااااااااااا دیدید بالاخره حدیثم راضی شد

+
تاريخ یکشنبه 1386/07/29ساعت 11:44 نويسنده آشوب و لونا
|
ســــــــــــــــلام خوبین گلای نازم
دلم برای همتون تنگ شده شاید آخرین آپم باشه
شاید البته شاید!!!!
همه زحمتا میمونه برا شادی جونم.
تکراری بود قبلی
اصلا اشکال نداره عوضش کردیم دیگه 
واسه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشن اگه صندلی ها هم خالی باشه میرن ته اتوبوس، تو ترافیک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا وای میستن، شاید بند کیفه دختره گیر کنه بهش.
واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میرن، کافیه فقط یه دختری از کنارشون رد شه، گردن نیست لامصب( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنه می چرخه.
واسه اینکه وقتی یه ماشین گیرشون میاد، پا میشن میرن یه جایی مثله جردن، اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میرن، 100 بار بوغ میزننو 200 بار ترمز، بعدشم میزنن به یه پیر زنه، اون موقع هستش که آخر روز میشه.اون لحظه آدم آرزو می کنه که بره تو توالت عمومی خودش رو دار بزنه.(ربطش رو به توالت عمومی خودت پیدا کن)
واسه اینکه وقتی میرن کوه، پشت دختره میرن بالا از کوه، بعدش کم میارن و رنگشون سرخ میشه و تازه می فهمن که دختره کوهنورد بوده.
واسه اینکه وقتی حس غرورشون گل میکنه میبینی دختره داره با یه پسره دیگه دعوا می کنه میرن جلو، با پسره دعوا میکنن، بعدش که خوب کتکه رو خوردن می فهمن که یارو داداشش بوده .
واسه اینکه وقتی یه دختر کنار پسره میشینه تو تاکسی، و پسره می خواد استفاده ی معنوی ببره، 10 برار مسیرش رو میره تا با دختره باشه، وقتی که دختره پیاده میشه، میره تو رویا، اون وقته که می فهمه به جای میدون ولیعصر، رسیده به تجریش. و وقتی که بر می گرده با تاکسی، می فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسی قبلیه، و اونجا یکم مشتمال میبینه از راننده تاکسیه و بعدش فحشه که به خودش میده.
مگه من می ذارم حدیث گلی دیگه نیاد
فقط یه مدت میره استراحت
اگه یه روز قرار به نیومدن باشه هردوتاییمون باهم دیگه نمیاییم
حدیثم منو تهنا نذاریاااا
اقا امین .........لطف کردید به شیطونا سر زدید
با ما قهر نکنید دفعه دیگه زود بیایید تا اول بشید
من به ادرسه وبلاگی که دادید امدم
اما باز نشد فکر کنم اشتباه وارد کردید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منظورتون و از این کامنتای خصوصی نمی فهمم
فحش
می خوایید بدید نفرین می خوایید کنید چرا می ترسید...........بذارید همه ببینن لازم نیست خصوصی بزنید
اگرم ما جایه شمارو تنگ کردیم یا باعث ازارتون شدیم
تحملمون کنید چندروز بیشتر مهمونتون نیستیم.
خوش و خرم باشید
لونا
+
تاريخ چهارشنبه 1386/07/25ساعت 23:2 نويسنده آشوب و لونا
|
سلام
نوشته ی پایین و بخونید و نظرتون و حتما بنویسید
.
.......یاد آوری
وقتی امدی با شادی پذیرایت بودیم با قلبی مالامال از غصه.اما بخاطر تو خوشحال بودیم آمدی و دل مارا شاد کردی .چند وقتی گذشت و حضورت برایمان عادی شد،ما تو را و شادمانی که برایمان به ارمغان اورده بودی را فراموش کردیم.وتو........
مریض شدی قلبمان آتش گرفت حتی حاضر بودیم بمیریم تا تو مداوا شوی.
حالت که خوب شد باز هم فراموش کردیم ....
فراموش کردیم که چقدر وقت بیماریت دل سوزاندیم اشک ریختیم آه سر دادیم و به خدا شکوه کردیم.
تا گریه می کردی ناله و نفرین از قلب پر غصه مان بیرون میامد .
آه وقتی حال به گذشته سیر می کنم می بینم که این مریضی هم نعمتی بود که هر چند وقت یکبار گریبانگیرت می شد تا ما را به یاد عشق و علاقه مان نسبت به تو بیندازد.
اما چه فایده ما فراموشکار بودیم و نا سپاس.
انقدر گذشت تا بزرگ شدی زمانی شده بود که خود تصمیم بگیری ولی باز هم ما........نگذاشتیم چون ما همه چیز زود از خاطرمان محو می شد.
کوتاهی کردیم........تو صبوری.......ناله کردیم.........تو همدردی.........
به روی خود نمی اوردی حتی یک بار هم شکایت نکردی.این به ضرر تو بود.
چون ما پر توقع تر می شدیم هیچ نمی گفتی........می خندیدی شاید بر عکس همه........ما را می بوسیدی تا فراموشمان شود .
بالاخره تو هم اموختی فراموشکاری را.......تو از ما فراموشکارتر هم شدی
خیلی زود یادت رفت می خواستی همیشه دوستمان بداری کنارمان بمانی چون فقط تو برایمان مانده بودی.
رفیق نیمه راه شدی.
رفتی رفتی ....
نمی دانم خواستی فراموشکاریت را به رخمان بکشی یا می خواستی با رفتنت دوباره مثل گذشته ما را به یاد خودت بندازی و یادآوری کنی.
ای وای که این یادآوری خیلی بزرگ شده بود .
شده بود اندازه ی مرگ تو.

ای خدااااااااا تو وبلاگه پانی که ششم شدم وبلاگه سحر هم دوم
حدیث گلی هم نیست
دلم گرفته
+
تاريخ دوشنبه 1386/07/23ساعت 13:38 نويسنده آشوب و لونا
|
سلام
خوبین؟؟نگرانه ما نباشید ما هم خوبیم
امروز حدیث گلی خوکشلم(خوشگلم
)رفته که خوکشلتر بشه
چند روزی من تهنام
.
ارزو می کنم حدیث گلیم
به سلامت برگرد و براتون یه مطلب قشنگ بذار
.
دلم براش می تنگه.
آگهی ازدواج:
خانمی هستم.........
خانمی هستم جوان، زیبا، خوش صحبت و شیرین زبان،دارای وضع مالی خوب و از خانواده اصیل ایرانی با چشمان درشت و مشکی،دماغ قلمی و کمر باریک،خوش آواز و هنرمند،حاضر به ازدواج هیچ مرد احمقی نیستم.فقط آگهی دادم تا دلتون بسوزه.
آقایی هستم........
آقایی هستم 50 ساله،خوش تیپ،با در آمد مکفی،اهل معاشرت،علاقمند به ورزش،احساساتی و رمنتیک،حاضر به طلاق و متارکه با خانمی هستم 48 ساله،نق نقو،لجوج،بی معرفت.......
واجدین شرایط لطفا بدون اینکه با من حرف بزنند رضایت نامه ی خود را از طریق راهنمای 666 برای من ارسال نمایند.
خانمی هستم.......
خانمی هستم 45ساله که 43ساله بنظر میرسم،دارای اندامی زیبا و چهره دلربا،مهربان،سازگارو پایبند خانواده،حاضر به جدایی و سه طلاقه از شوهری هستم احمق،بی شعور،الاغ،با آن قیافه اکبیری و حقوق بخور نمیر و بی اطلاع از آداب معاشرت و خاک بر سر کسی که آگهیش اون بالا چاپ شده است!
رضایت نامه ام را برای راهنمای 666 پست کردم.
آگهی صیغه:
آخو......هستم ......
آخ ببخشید این ضعیفه زنم داره میاد!

۱-آریا
جدا پسره بدی هستی
آخه من هنوز کوچولوام این حرفا برام زوده
۲-ناشناس عزیز
مطلبهای ما اصلا ایراد نداره.شما نظر خودتو بنویس نظرات دیگران نمی خواد بخونی.ما نیازی به تایید نظرات نداریم
۳-آقای علیرضا ادما شبیه هم نیستن
لطف کنید به کسی توهین نکنید.
+
تاريخ پنجشنبه 1386/07/19ساعت 11:29 نويسنده آشوب و لونا
|
راههای دوست پسرآزاری
سلااااااااااام...........
خوفید؟؟
دلم برای اپ کردن تگیده بوداااااااا
راستی ببینم
منو
دعا کردید؟؟!!!
می دونستم یادتون رفته عیبی نداره در عوض من همه رو دعا کردم
خب دیگه برید پایین مطلبو بخونید
نظر یادتون نره 
-اگه بهتون زنگ زد(در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسر تون....!!)بگین سلام حمید جون وبعد یکدفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک تو سرم علی تویی؟؟؟می تونین این سیر رو تا هفده بار تکرار کنید ولی بار هجدهم خطر مرگ داره ما مسئولیتی در قبال این حادثه نداریم.
2-بهش زنگ بزنید و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونه تون بعد با دختر همسایه تون برید سینما فیلم آتش بس یا به نام پدر رو ببینید
3-اگه یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرید وباهاش دعواکنید با کلماتی از قبیل : مگه تو خودت خواهر نداری ؟...یا همچین چیزایی.ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جوک فجیح وافتضاح تعریف کنید وبعدش بشینید و قیافه ی بنده خدا رو تماشا کنید.
4-آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی بر مودا واز این پیراهن های استین کوتاه بپوشید وبرید جلوی بنده خدا راه برید وقتی به شما نزدیک ش دو به دوسه متری شما رسید سرش داد بزنیدو بشینید زجر کشیدن شو تماشا کنید.
5-عکس های دونفره ای رو که با پسر نوه ی عمه یاخاله ی پدر بزرگ پسر خاله تون یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه عکس باهاتون بگیره.
6-موقع تولدش جلوی دوستاش فقط یه شاخه گل بهش هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید(احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی)بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.
7-همین که تو ماشین بغل دستش نشستید شروع کنید به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند هزار تومانیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگین به این بو حساسیت دارید.
8-وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید وبه یکی از دوستا تون زنگ بزنید و چهار سا عت وچهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید واون بدبختو تو کف حرف زدن وتو فکر قبض موبایل بزارید.
اینم عکسه خودمه

+
تاريخ یکشنبه 1386/07/15ساعت 14:59 نويسنده آشوب و لونا
|
ســـــــــــــــــلام به همگی
خوبین ؟
خب خدارو شکر من که دو
روزه از بیمارستان ترخیص شدم
معلومه این شبا اصلا یادی از ما نکردید
مرسی از پانیذ جونم
که در سه رقمی کردن لطف بزرگی کرد
این آپم به افتخارش همین الان میرم تو کار.
وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!
سال2200: پسر از مامانش می پرسه من چه جوری به دنیا اومدم؟
مامانش میگه از اینترنت دانلودت کردم!!!
منتظر مامور سرشماری نباش تو رو آخر پاییز می شمارن!!
خرج کن ولی اصراف نکن... عاشق شو ولی دیوانگی نکن...آسوده باش ولی بی خیالی نکن...
حرف بزن ولی وراجی نکن...دوستت دارم ...ولی پررو نشو!!!
خوشتیپ ترین , خوش شانس ترین,سعادتمند ترین آدم روی زمین تو.......... تو.......... تو نیستی!
اونیه که تو رو داره!
یه کچلی به یه کم مو میگه چرا تو موهات " یکی بود یکی نبوده " کم مو میگه :
بهتر از توه که " غیر از خدا هیچ کس نبوده "
اگه یه سیب خوشگل قرمز رو گاز زدی و توش یه کرم درسته دیدی اصلا ناراحت نباش!
وقتی ناراحت باش که یه کرم نصفه توش ببینی!!!
دنیا سه رکن داره:
1- اصلا عاشق نشو
2- اگه عاشق شدی برای عشقت بمیر
3- اگه مردی خاک بر سر بی جنبت کنن!
دعای یه زن موفق:
خدایا از تو خردمندی می خواهم تا همسرم را درک کنم,
عشق می خواهم تا او را ببخشم,
بردباری می خواهم تا شرایطش را بپذیرم,
قدرت نمی خواهم زیرا او را آنقدر میزنم تا بمیرد!!!
مي دونيد فرق خيار با بلال چيه؟ بلال تو فيلمه محمد رسول الله بود ولي خيار نبود حالا مي دو نيد شبا هتشون چيه؟ هيچ كودوم تو فيلمه تايتانيك نبودن...
خواستم اسمتو بذارم گل گفتم پلاسیده میشی, خواستم بذارم خورشید گفتم غروب می کنی, خواستم بذارم ماه روزا تنها می موندم,گذاشتم دماغ تا همیشه روی صورتم باشی!!
بهترین روش برای گفتن دوستت دارم فقط یه لبخنده..... نیشتو ببند!
به شیشه گفتم دوستت دارم شکست,
به گل گفتم دوستت دارم پژمرد,
به دریا گفتم دوستت دارم خشک شد,
حالا به تو میگم دوستت دارم ... هوای خودتو داشته باش!!!
زن از شوهرش می پرسه تو منو دوست داری؟
شوهرش میگه معلومه عزیزم, اگه دوستت نداشتم چطور می تونستم هر روز بیام پیشت وقتو عمرمو تلف کنم؟
توی زندون قلبت اینقدر شلوغ می کنم و زندانی ها رو اذیت می کنم تا مجبور بشی منو بندازی تو انفرادیه قلبت!!!
يك مورچه كوچك را در ذهن كوچكتر خودت تصور كن!! حالا فكر كن پاي مورچه روچقدره !!حالا تصور كن پاي مورچه جوراب داره!!! حالا توي اون جوراب مورچه بگرد دنبال يك سوراخ !!اگر پيدا كردي .. بدون اندازه اون سوراخ دلم برات تنگ شده...
تركه تصمیم میگیره عملیات تروریستی بر ضد آمریكا انجام بده ، خودشو با كایت میزنه به كاخ سفید ......... ..... آمار كه میگیرن میبینن 100 نفر كشته شدن . ............. كه99نفر از خنده و 1 نفر هم خود یارو
به یک مدیر باسابقه مدریت با تسلط به زبانهای فرنچ جرمن و اشنایی کامل به کامپیوتر و برنامه های فتوشاپ , برنامه نویسی طراحی وب و.......... جهت کار در ساندویجی نیازمندیم!!
یارو عاشق میشه . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . خودشو میکشه خوب ما چیکار کنیم!!
اصفهانيه ميخواسته عکس بگيره ميره اتوبان تهران کرج با سرعت بالاي 120 شروع ميکنه به دويدن!!!
سه نقطه قم را بمب باران میکنیم... پاسخ لرها : قم که دوتا نقطه بیشتر نداره! پاسخ ترک ها : گم که اصلا نگته نداره!!!؟
حدیث گلی خودم ........من خبر نداشتم بیمارستان بودی
لونااااااااااااااایی بد

کامنتا هم که بالاخره ۳ رقمی شد البته با تلاش پانی جون خودم
+
تاريخ جمعه 1386/07/13ساعت 0:53 نويسنده آشوب و لونا
|